چی به چیه !!!!!! |
|
## عاشق ##
دیدی غزلی سرود عاشق شده بود
انگار خودش نبود عاشق شده بود ********************* افتاد و شکست زیر باران پوسید
آدم که نکشته بود عاشق شده بود ......... نوشته شده توسط عسل تاریخ شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 16:20 |+|
حلقه حلقه دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه ی زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر ********** راز این حلقه که در چهره ی او اینهمه تابش درخشندگی است مرد حیران شد و گفت : حلقه ی خوشبختی است حلقه ی زندگی است ********** همه گفتند: مبارک باشد دخترک گفت : که دریغا مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت و شبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر دید در نقش فروزنده ی او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر ********** زن ریشان شد و نالید که وای واین حلقه که در چهره ی او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه ی بردگی و بندگی است از فروغ فرخزاد نوشته شده توسط عسل تاریخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:40 |+|
رفتن ... ************* یک شب به شتاب رفتنم را دیدی دل به افق سپرنم را دیدی ************** تا آمدم از مهر تو تقدیر کنم شب رفت و به چشم مردنم را دیدی............ *************** نوشته شده توسط عسل تاریخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:0 |+|
تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی هم نفسی تا که خفتیم همه بیدار شدند تا که رفتیم همه یار شدند قدر آن شیشه بدانید که هست نه در آن موقع که افتاد و شکست .............. نوشته شده توسط عسل تاریخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 8:56 |+|
|