چی به چیه !!!!!! |
|
دنيا مرا جا گذاشته است و من بين همه و هيچ فرياد هاي بيهوده سر مي دهم من در اعماق زمان گم شده ام و تنها پي راهي مي گردم براي بازگشت بايد بروي بايد فراموش شوي و ديگر از تو هيچ چيز نخواهد ماند مهم اين است كه وقت رفتن چطور نگاه كني: " از اينجا مي روي يا به آنجا مي روي ؟ " معلممان مي گفت : بايد مثل ستاره دنباله دار با گذشت بود از آن روز ديگر او را نديدم من فكر مي كنم معلممان ستاره دنباله دار بود نوشته شده توسط عسل تاریخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 20:26 |+|
خرسي تو جنگل لري رو دنبال ميكنه لره ميره بالاي درخت هر چي منتظر يه روز يه عنکبوته اکس مي خوره.جو زده مي شه يه قالي مي بافه! تركه چربي و قند خون داشته ميره دكتر : دكتر بهش دارو ميده و ميگه هر روز بايد 4 كيلومتر بدوي شماره ميده و ميگه هر وقت مشكلي پيش آمد به من زنگ بزن:تركه مي ره بعد از يك دوهفته زنگ ميزنه ميگه آقاي دكتر رسيدم لب مرز نمذارن ادامه بدم چيكار كنم يه روز تركه خالي ميبنده كه در چين متولد شده. ازش ميپرسند: تو كدوم خيابونش متولد شده ؟ ميگه تو خيابون شهيد بروسلي. ترکه سياه تنش کرده بود بهش ميگن چرا سياه تنت کردي؟مي گه اخه بابام مرده ميگه پس چره اينقدر پاره پارست؟! ميگه مگه ميزاش چالش کنيم دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين و بميرم نوشته شده توسط عسل تاریخ شنبه نهم دی 1385 و ساعت 22:22 |+|
|